خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
آرشیو شده ها
مهر ۸۸
اسفند ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
خرداد ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
لینک دوستان
کوله پشتی
دکتر محمد لطفی زاده
دکتر مجيدی
Dog owner's Guide
Forest of Dean
Mar Vista Animal medical center
persianpet
merck vet manuaم
peteducation
AMERICAN VETERINARY MEDICAL ASSOCIATION
Veterinary medicine/Wikipedia,
The future of Veterinary medicine
VeterinaryMLS.com
"live" interactive session
vetseek
World Veterinary Association
ژاله ف
حمايت از حيوانات بي خانمان
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
دوست یابی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
مطلبی را در سایت ایرنا دیدم که مرا به فکرفرو برد و باعث شد چند سطری در مورد آن بنویسم با توجه به نوع نگاه خبرگزاری محترم ایرنا چندان هم نمی توان توقع دیگری از آنها داشت. اما شاید نویسنده مقاله اطلاعات علمی کافی نداشته است و پاسخ اینجانب بتواند به ایشان در جمع بندی صحیح تر کمک نماید.
نگهداری حیوان خانگی را نمی توان صرفا تبعیت از مد دانست چون مسئولیت نگهداری از حیوانات به حدی زیاد است که هر کسی از عهده آن بر نمی آید این مسئولیت نه از بابت هزینه های او است که نویسنده مقاله بدلیل عدم اطلاعات کافی به آن پرداخته بود بلکه به خاطر رسیدگی کردن به امورات یک جاندار است .
هر گاه با مراجعه کننده جدیدی مواجه می شوم که قصد نگهداری از حیوان را دارد به او متذکر می شوم که این حیوان نیاز به توجه دارد نیاز به محبت دارد نیاز به برخورد های انسانی دارد و......
و رسیدگی کردن به امورات این حیوان یعنی انسان شدن یعنی احساس مسئولیت کردن یعنی پذیرفتن یک جاندار که ما وظیفه داریم به او رسیدگی کنیم به عبارت دیگر یعنی یک تمرین برای زندگی . اگر به او توجه نشود با بیماری و.. رو به رو می شویم این بیماری البته نه از آن نوعی است که نویسنده مقاله سعی در القا آنها به خواننده خود داشته است بیماریهایی مثل سو تغذیه و... که ناشی از بی توجهی صاحب او می باشد
معمولا صاحبان سگها در دوره تولگی تنها سه بار برای واکسیناسیون به کلینیک دامپزشکی مراجعه می کنند و سپس هر سال فقط یکبار باید برای تجدید واکسن حیوان خود به کلینیک مراجعه کنند آنهم تا سن شش سالگی .
من نمی دانم آیا نویسنده محترم خبرگزاری دولتی برای تهیه آن نوشته به همکاران من مراجعه نموده اند یا خیر؟ که بعید می دانم چون که سرتاسر نوشته ایشان نشانی از تفکرات ذهنی خود ایشان است.
ایشان سعی در بزرگنمایی بیماری هاری داشته اند که ...وای نمی دونید چه بیماری خطرناکیه توی بدن نهفته می مونه و.... ای خدا آهای نویسنده عزیز چرا مردم را ساده فرض می کنی مگه میشه یه بیماری مثل هاری همیشه تو بدن نهفته بمونه و هیچوقت خودش را نشان نده؟ چرا بدون مطالعه دست به قلم برده ای؟
پس این همه کیت تشخیص بیماری و همچنین واکسنهایی که ما دامپزشکان استفاده می کنیم بی اثر است؟ کدوم صاحب حیوانی را سراغ داری که به سگش حداقل یکبار واکسن هاری نزذه باشد؟
درسته این بیماری خطرناکه پس این همه تلاشی که لویی پاستور کرده رو جنابعالی با این نوشته ات به زیر سوال بردی تا تشعشات ذهنی خودت را به اثبات برسونی؟
این کیستهای خطرناکی که ازش صحبت کردی که اصلا از بین نمی رن رو از کجا آوردی؟
بله بیماری ای داریم بنام کیست هیداتید اما این بیماری در سگهایی انگل مسبب آن وچود دارد که از احشا گوسفند استفاده کرده باشند آن هم کبد و ریه آلوده به کیست هیداتید نه در سگ آپارتمانی که هر سه ماه یکبار به اجبار باید قرص پرازی کوانتیل بخوره. به خاطر نگرانی هایی که وجود داشته ما دامپزشکان بدون اینکه نیازی هم باشه هر سه ماه این دارو را به بدن حیوان تحمیل می کنیم. بسیاری از مراجعینم که به خارج از کشور مهاجرت کرده اند با من تماس گرفته اند که آقای دکتر شما چرا هر سه ماه یکبار به سگ ما داروی ضد انگل می دادی در حالی که اینجا سگ من رو آزمایش کردن و می گن اصلا نیازی به این دارو ها نیست چرا دامپزشکان ایرانی این دارو ها رو به حیوان تحمیل می کنند... من هم می دونستم اما چه کنیم که به خاطر تفکرات رایج از قبیل نوشته های خاص همین نویسنده ایرنا مجبوریم حیوانهای بیچاره را با داروهای اضافه آزار بدیم.
در ضمن کیست هیداتید شیوع زیادی داره اما عامل این بیماری در انسانها خوردن سبزی هایی است آلوده به مدفوع حیوانات ولگرد هستند نه سگ آپارتمانی.
خلاصه هر چی بخوام راجع به تحلیل های ظاهرا علمی این نویسنده ها و برنامه سازان تلویزیونی بگم راه به جایی نمی بریم چون اونها اصلا دنبال برنامه و نوشته علمی نیستند بلکه هدفشان بخاطر نوع طرز فکرشان است و می خواهند خودشان را و افکارشان را با توجیهاتی کاملا اشتباه قانع کنند و کسانی که تنها منبع مطالعاتی اشان آن نوشته ها است را بترسانند
خلاصه کلام این توجیهات به ظاهر علمی هدفی نداره جز به کرسی نشاندن عقاید خاص تهیه کننده آن نه اصل حقیقت
ا حیوان خانگی یک حقیقت است و مبارزه با آن نتیجه کاملا معکوسی خواهد داشت و این نوشته های مقاله نویس محترم ایرنا راه به جایی نمی بره چون خوشبختانه در همین دنیای رسانه ها سخنان دیگری هم به گوش می رسد و مردم خودشون می تونن قضاوت کنن و به حقیقت دست یابند
در مورد بحث هزینه ها سکوت می کنم چون به حدی مطلب ایشان سخیف است که سکوت بهترین پاسخ است
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸ - دکتر فریبرز افروزی
یکی از مراجعینم چند روزی بود که یک سگ زرمن شفرد سه ماهه خریده بود گوشها سیخ و رنگ بدن استاندارد خیلی خوشحال بود که چنین سگ زیبایی رو بدست آورده و همون روز اومد پیشم تا واکسن بزنم ازش خواستم دو سه روز دیگه بیاد که استرس ناشی از جابه جایی و صاحب جدید رو پشت سر بگذاره. خلاصه واکسنی که استفاده کردم فورت دوددج Fortdodge آمریکایی بود که در بین واکسنهای موجود میزان اثر گذاری بالایی دارد و پاسخ قاطعی به کیتهای تشخیص پارو و دیستمپر می دهد.
چند روز بعد هم از ایشان خواستم درمان ضد انگل را شروع کنند با توجه به اینکه سن حیوان بالای سه ماه بود از داروی مبندازول استفاده کردم. البته نظر م استفاده از داروی درونتال محصول بایر آلمان است که در بازار داروی ایران یافت نمی شود و فعلا مجبورم از این برنامه مبندازول+ پرازی کوانتیل استفاده کنم .
بعد از چند روز صاحب حیوان به من گفت سگش غذا نمی خوره!!!!
حدود ده روز بود که واکسن زده شده بود و این بی اشتهایی ربطی به واکسن نداشته و از طرفی ایمنیت لازم در مقابل بیماریهای مربوطه ایجاد شده بود...
این بی اشتهایی توام شد با شل شدن مدفوع و رگه های خون در مدفوع مشاهده گردید
و در چند نوبت حیوان استفراغ کرد....
بصورت وریدی سرم قندی نمکی و همچنین رینگر رو وارد بدن حیوان کردم
و برای مدتی حیوان دوباره اشتها پیدا کرد و آنتی بیوتیک آمینو گلیکوزیدی هم بصورت وریدی تزریق کردم و درمانهای نگهدارنده هم انجام شد.
روز بعد حیوان با اشتها غذا خورد و بازی گوشی هم کرد و خوشحال بودم که خطر رفع شده اما دوباره شروع شد... چی می تونه باشه؟؟؟ به سرم تراپی هم جواب نمی ده و دوباره توی مدفوع سگ لکه های خون تازه را مشاهده کردم و از صبح چشم حیوان بی رمق شده بوده و ترشحات چرک از بینی و چشمها خارج می شد. نه به آنتی بیوتیک پاسخ داده بود و نه به سرم تراپی و درمان نگهدارنده...
اون لکه های خون در مدفوع من رو به فکر فرو برد... چی می تونه باشه . واکسن هم که دریافت کرده اونم ده روز پیش اما چرا با دادن داروی ضد انگل این مسائل شروع شدن؟؟؟
در همین موقع که حیوان در حال دریافت سرم بود متوجه شدم با توجه به انبساط بافت مخاطی روده در نتیجه دریافت سرم . در ناحیه مقعد داره پرولاپس پیش میاد. بله تشخیص قطعی بود این چیزی نمی تونه باشه جز تلسکوپی شدن روده ها...
و بصورت اورزانس همون موقع حیوان را جراحی کردیم بله تشخیص با مشاهدات همخوانی داشت روده ها توی همدیگه رفته بودن و بافت روده در حال نکروز شدن بود. حیوان هم خیلی ضعیف شده بود. به هر صورتی که بود روده ها رو بدون اینکه بخوایم برش بدیم وضعیت تلسکوپی را اصلاح کردیم و بخشی از روده ها رو به ناحیه کمری اتصال دادیم چون پرده چادرینه شاید نتونه اونها رو حفظ کنه و دوباره می تونه دچار پیچ خوردگی و انسداد بشه.
این تجربه گرانقیمتی بود و اینکه دیده شدن لکه های خون در مدفوع رو نمیشه به سادگی ازش گذشت . خون در مدفوع همیشه علامت بدی است و بهتره در موقع بروز به عوامل ایجاد کننده بیشتر فکر کنیم
این سگ بدلیل اینکه از یک پرورش دهنده سگ خریداری شده بود در محیطی رشد کرده بود که بشدت آلوده بوده و معلومه که مادرش هم داروی ضد انگلی دریافت نکرده بود و میزان انگل موجود در روده ها به حدی زیاد بوده که با مصرف اولین دوز داروی ضد انگل انگلهای مرده باعث انسداد روده شده بودند و نهایتا تلسکوپی و توی هم رفتن روده ها را در بر داشت. پس برای پیشگیری نظر من اینه که اگه توله خیلی سنش پایینه از داروی پی پرازین استفاده کنیم و اونهم به صورت شربت و هر یک کیلو یک میلی لیتر شربت به حیوان بدهیم و در مرحله بعدی و بعد از دو ماهگی می تونیم از داروی مبندازول استفاده کنیم.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ - دکتر فریبرز افروزی
خوشحالم که دوباره می تونم بنویسم. نوشتن حس و حال خودش رو می خواد وقتی هم که فکر آدم درگیر باشه نوشتن عملا تعطیل میشه....
حالا که همه چی به پایان رسید میگم مشکلم چی بوده که حوصله نوشتن نداشتم. همانطور که قبلا براتون گفتم کارهای مختلفی رو در دامپزشکی انجام دادم که متاسفانه یکی از اون مشاغل مسئول فنی بهداشتی واحد های تولیدی بود و آخریش مسئول فنی سردخانه رازی. که با توجه به اتفاقاتی که برام روی داد خوشیختانه با این شغل برای همیشه خداحافظی کردم اما از وقتی که مجددا وارد کار کلینیک شدم سایه اون سردخانه روی سرم بود و درگیر یک ماجرای ناخواسته شده بودم و چون این ماجار جنبه ملی داره نمی خوام وارد جزئیات اون بشم فقط این رو بگم که یکی از دامپزشکان خیلی بزرگ البته از نظر خودش در یکی از روزهای سرد زمستان سال 84 سر کله اش در سردخانه رازی پیدا میشه و از اون موقع یک داستانی رو برای من ترتیب داد که مدت چهار سال فکر و ذکر من رو درگیر بازی بزرگان نمود . این دامپزشک بسیار بزرگ بدلیل غرور زیاد از حدی که داشت باعث شد که 340 هزار کیلو گوشت وارداتی این مملکت از بین بره و برای توجیه کار خودش برای من و بقیه پرونده سازی کرد و تمام این مدت کار من شده بود حضور در جلسات دادگاه تا بتونم اتهام بی ربطی را که این فرد زده بود و با توجه به نفوذ زیادش همه جا حرفش پیش بود رو از سر خودم باز کنم که چندروز پیش بالاخره با حکم دادگاه استان تهران این بازی تمام شد و دیگه نگران زندانی شدن و حبس تعزیری و این چیزها نیستم و می تونم با خیال راحت دنبال کار و زندگی عادی خودم باشم. وقتی که سایه شش ماه حبس تعزیری روی سرت است اون هم به ناحق دیگه حال و حوصله هیچ کاری رو نداری نه می تونی مطالعه کنی و نه در کلینیک آرامش داری تا بتونی با لبخند با مراجعه کننده ها برخورد کنی ولی هر چی بود تحمل کردم و سعی کردم لبخند از صورتم محو نشه و نهایتا حق به حق دار رسید.
بعد از پایان این ماجرا اولین کارم تجدید چاپ کتاب نگهداری و تربیت سگ بود که به چاپ هفتم رسوندمش و با توجه به اینکه در کتاب اصلی کلوب سگ داران آمریکا تغییر قابل توجهی رو مشاهده نکردم من هم این کتاب رو بدون تغییر چاپ کردم متن مقدمه چاپ هفتم به شرح ذیل است:
اکنون که به چاپ هفتم این کتاب رسیده ایم لازم دانستم که دوباره با خوانندگان محترم سخن بگویم. من نیز همانند شما به نو شدن می اندیشم و همیشه منتظر بودم تا به محض اینکه کتاب اصلی در محتویاتش تغییرات اساسی ایجاد کرد ما نیز نسخه فارسی آن را تغییر دهیم اما با مطالعه آخرین چاب کتاب اصلی تغییر قابل توجهی را مشاهده نکردم.و اذا چاپ هفتم نیز بدون تغییر به حضورتان ارائه می گردد.
سالها قبل وقتی که دانشجوی دامپزشکی بودم احساس کردم که قبل از اینکه بخواهم با بیماریهای حیوانات آشنا شوم باید خود آنها و احتیاجاتشان را بشناسم و در جستجوی کتابی بودم تا من را راهنمایی کند تا اینکه یکی از دوستانم کتاب نگهداری و تربیت سگ کلوب دارندگان سگ آمریکا را به من هدیه دادند. با مطالعه این کتاب به پاسخ بسیاری از سئوالاتم دست یافتم و تا کنون نیز کتابی همانند آنرا نیافته ام . شاید علت اصلی این باشد که کلوب مذکور با دانش و تجربه کافی کتابی را ارائه کرده است که در حین سادگی جامع نیز باشد. و لازم می دانم مجددا از استاد گرانقدر جناب آقای دکتر شهرام جمشیدی تشکر کنم چرا که ایشان مشوق من شدند تا این کتاب را ترجمه کنم و زحمات زیادی در بازخوانی و اصلاح این کتاب بر عهده داشتند و برای بخش تغذیه نیز کتاب دیگری را در اختیارم قرار دادند تا مطالب کتاب حاضر کامل تر شود.
هدف اصلی موئلفان این کتاب این بوده است که به دارندگان سگ اطلاعات پایه را بدهند تا سگهایشان کمتر دچار مشکل شوند و اکنون که سالها از فعالیتهای کاری و درمانی اینجانب می گذرد بیشتر به این نکته رسیده ام که پیشگیری بهتر از درمان می باشد و بسیاری از مشکلات حیوانات خانگی با رعایت نمودن اصول اولیه هرگز به وجود نمی آیند.
مطالب دسته بندی شده کتاب حاضر از ابتدا همراه با دارندگان سگ است از زمانی که تصمیم به نگهداری او می گیرند و تا وقتی که با وضعیت اضطراری مواجه می شوند. و امیدوارم که این کتاب بتواند شما را در نگهداری هر چه بهتر حیوانتان یاری دهد.
کار دومی که انجام دادم در همین یکی دو هفته ای که فکرم آزاد شده. چاپ پوستر نزاد های گربه است که با همکاری انتشارات نیکخواه اون رو به چاپ رسوندم و یک طرح بزرگ هم از جنس لمینیت روی دیوار مطب نصب کردم
و مهمتر از همه به روز رساندن این وبلاگ است که قصد دارم وب سایت جامعی رو راه بندازم که یک بخش مربوط به اطلاعات مراجعینم است که بتون بطور آنلاین سابقه حیوان خود را در دسترس داشته باشند و همینطور سایر بخشهای متنوع دیگه که می تونه حاوی تجربه های روزانه در کلینیک و ترجمه متون اینترنت باشه
با این مقدمه دوره جدیدی رو در کارم شروع می کنم در پست بعدی از اتفاقی که برای سگ یکی از مراجعینم رخ داد می گم
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ - دکتر فریبرز افروزی
. نگهداری از حیوانات خانگی در ایران زمین سابقه ای به بلندای تاریخ این مرز و بوم دارد و ایرانیان باستان به خوبی به ارزش سگ و قابلیتهای مفید این حیوان وفادار پی برده بودند. و اگر سگ نبود هیچگاه انسان شکارچی وحشی نمی توانست حیوانات را اهلی کند و دامدار شود و نهایتا یکجا نشین گردد و کشاورزی و در ادامه آن تمدن بوجود آید. بنابراین یک انسان قدرشناس و خداپرست بخوبی می داند که خلقت سگ یکی از الطاف پروردگار به انسان بوده است و باید با این حیوانات رفتاری انسانی داشت نه آنکه در ذهن کودکانمان بگنجانیم که این حیوان پلید است و باید آزارش داد و او را کشت. در برنامه ای که سال گذشته از سیما پخش شد به مسائلی اشاره گردید که از نظر من بعنوان یک دکتر دامپزشک خطری متوجه خانواده نمی باشد چرا که آلودگی به کیست هیداتید در اثر مصرف گوشت و احشا حیوان واسط آلوده توسط سگ ایجاد می شود و در سگی که غذای پخته مصرف می کند و نقش چوپان یک گله گوسفند را نیز ایفا نمی نماید احتمال وجود انگل اکینوکوکوس گرانولوزوس وجود ندارد. و تخم این انگل با ورود به بدن انسان ایجاد کیست در اندامهای مختلف می نماید و در عین حال حیوانات خانگی به طور منظم با توجه به هشدارهای تمامی همکارانم داروی ضد انگل دریافت می کنند. پس جای نگرانی وجود ندارد. و از طرفی محور ظاهرا علمی آن برنامه اشاره به بیماری هاری بود که این بیماری با توجه به واکسیناسیون دقیق و منظم سگهای خانگی به هیچ عنوان جایی از خطر را باقی نمی گذارد.
اما همانطور که ما در زندگی روزانه از وسایل مختلفی استفاده می کنیم که اگر در استفاده از آنها دقت نکنیم برایمان خطراتی را حتما در پی خواهند داشت نگهداری از حیوانات خانگی نیز الزامات خاص خودش را دارد مقدمه بالا را نوشتم تا تفاوت دیدگاهم را ابتدا مشخص کنم سپس بپردازم به یک مشکل بشدت مهم و رایج در زمینه نگهداری از حیوانات خانگی که اگر به آن توجه نشود می تواند عواقب جدی ای را در پی داشته باشد.
روز گذشته یکی از مراجعینم از من دعوت کرد که برای واکسیناسیون توله اشان به منزل آنها بروم
آنها پسر بچه شش ساله ای داشتند که شدیابه آن حیوان علاقمند بود و توله را در آغوش گرفته بود و در یک لحظه متوجه شدم توله صورت آن پسرک را لیس زد. در همان لحظه با این موضوع برخورد کردم و به آنها گفتم باید دقت کافی داشته باشند و در ضمن خطری که یک توله سگ بهداشت کودکان را تهدید می کند بسیار بیشتر از یک سگ بالغ است حالا دلیلش چیست؟
در بدن حیوانات انگلهای گوناگونی وجود دارند که دکتر دامپزشک با برنامه مشخص آنها را از بین می برد و تحمیل آن دارو ها به سگ باعث پاک شدنش می شود اما......
باید به نکته مهمی اشاره کنم که البته در نوشته های قبلیم در توضیح کرمهای گروه آسکاریس گفته بودم ... این کرمها در مرحله ای از تکامل خود به صورت لارو هستند که داروهایضد انگل بر روی آنها اثری ندارند و در اندامهای مختلف بدن وجود دارند و مرحله مهاجرت را به داخل شش ها و نهایتا ورود دوباره به حلق طی می کنند. در سگ بالغ تعدادی ازاین لاروها ممکن است بصورت غیر فعال در داخل اندامها مثل عضلات باقی بمانند و عملا هم هیچ گونه بیماریزایی در انسان ایجاد نمی کنند اما وقتی که همین سگ آبستن می شود سیستم ایمنی تضعیف می گردد و این لاروها بصورت فعال در می آیند و به جفت ها و غدد پستانی مهاجرت می کنند و به جنین منتقل می شوند و توله سگ در بدو تولد به این کرمها آلوده خواهد شد و حتی با خوردن شیر مادر نیز لارو وارد بدنش می شود و مرحله تکامل را در روده ها سپری خواهد کرد و مهمترین نتیجه گیری این است توله فوق آلوده است و خطر تماس با او بسیار بیشتر از یک سگ بالغ می باشد
راه حل چیست؟
دانستن زمان درمان و نوع استفاده از داروی ضد انگل مهمترین واکنش ما خواهد بود
نام انگل رایج توکساکارا کانیس می باشد و در مقابل داروهای مثل مبندازول و پی پرازین از بین می رود
و باید هر دو هفته یکبار به مدت دو روز از سن دو هفتگی به حیوان دارو داد که توصیه من پیپرازین است و اگر همکارانم توصیه بهتری دارند خوشحال می شوم نظر آنها را هم بدانم و این درمان تا سن سه ماهگی باید ادامه داشته باشد و در مراحل بعدی نوع داروی ضد انگل را تغییر می دهیم
اهمیت این بیماری در حضور کرم در روده ها نیست بلکه ورود لارو کرمهای به اندامهای مختلف بدن یک کودک است مثل شش ها و عضلات و حتی مغز ..
و با توضیحات بالا متوجه هستید که آوردن یک توله به چه توجهاتی نیاز دارد
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧ - دکتر فریبرز افروزی
نوشتن رو خیلی دوست دارم چون باعث می شه تمرکز کنم و راجع به موضوعی که می خوام در موردش صحبت کنم بیشتر فکر کنم و به کمبودهای علمی ام بیشتر پی ببرم و مجبور بشم بیشتر مطالعه کنم.
هر وقت با بیماری جدیدی رو به رو می شم اولین کاری که می کنم زیر رو کردن کتابها و بررسی موارد مشابه در اینترنت است و تمام اینها در نهایت باعث میشه که به یک جمع بندی مثبتی برسم و بتونم مشکلات حویانات را از نگاهی بالاتر ببینم و تشخیصم رو قوی تر کنم
و حس می کنم بعد از سالها برگشتم به همان مسیر صحیحی که از دوران دبیرستان انتخاب کرده بودم اون روزها با دیدن سریال قدم به قدم که شرح زندگی دکتر ترنر بود بشدت عاشق این رشته و ادامه تحصیل در رشته دامپزشکی شده بودم. اما از بد روزگار مدتها وقتم رو در سایر رشته های مرتبط با دامپزشکی تلف کردم و فکر و ذهن من رو به خودشون مشغول کردند و اما هر اتفاقی در زندگی ما پیش می آید بی حکمت نیست شاید اگر اون روزهای دلگیر در سردخانه مواد غذایی را تجربه نمی کردم و آن احساس بیهودگی ها نبود اکنون نمی توانستم با ولع به مطالعه و تحقیق در زمینه طب حیوانات خانگی بپردازم و این روزها ترجیح می دم بیشتر زمانهای آزادم را صرف مطالعه و یافتن درمانهای جدید بپردازم
و بزودی نوشته هایم را ادامه خواهم داد . بدون نوشتن حس می کنم وجود ندارم
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧ - دکتر فریبرز افروزی

