کلينيک دام کوچک

آوردن سگ به خانه نیاز به بررسی زیادی داره...

آروم آروم با هم می ریم جلو. فعلا خیلی زوده که برم سراغ نژاد ها. چند کلمه ای با هم حرف داریم

 خیلی چیزها رو من نمی تونم رو در رو بگم و مجبورم جلو مراجعینم لبخند بزنم و غیر مستقیم حرفهام  رو بزنم علنش هم اینه که بعضی ها شون مثل مراجعین امروز من  با ذوق و شوق یک سگ کوچولو رو می آرن خونه و زود هم بهش دلبسته می شن و وقتی پیش من می آن و بهشون بگم آقا یا خانم عزیز این سگ تو وقتی بزرگ شد یه سگ زشت بد اخلاق  پر سرو صدا می شه. می خوره تو ذوقشون و شاید هم از من بدشون بیاد اما در این جور مواقع سعی می کنم کم کم  اونها رو توجیه کنم که این سگ مطلوب نیست

  و هدف من هم از نوشتن این بخش سخن گفتن از این نوع موقعیتها است.....

 

شما  دیروز رفته بودین خونه یک دوست و سگ خوشگل یورکشایر اونها مدام براتون شیرین کاری می کرد و جلوتون غلت می زد و....

 

دلتون یه سگ می خواد و تصمیم می گیرین که یکی از همین کوچولوهای دوست داشتنی رو بیارین خونه. دوستتون هم می گه که باید سگ توله باشه تا به شما عادت کنه.

 خب تصمیم شما جدی شده و در تهران جایی که بشه یه سگ پیدا کرد  یا راهنمایی گرفتن از کلینیک های دامپزشکی است و یا  یه سر می رید چهارراه مولوی و یا خبر دار شدین که فلان دوست در خونه اش سگش زایمان کرده  .. و یا آگهی های تبلیغاتی رو ورق می زنید و یا در  اینترنت با سایت فروشندگان سگ آشنا می شید... پس .بالاخره می شه سگ خرید اما......

 

قبل از اینکه بخواهید سگ بیارید خونه فکر مشکلات پیرامونی رو کردین؟؟/

 

آیا همسایه های حیوان دوستی دارید و یا  اونها افرادی هستند که چشم دیدن سگ رو ندارن؟؟؟ این خیلی مهمه چون جنگ اعصاب بعدی ارزش نگهداری سگ رو نداره و مجبور می شید یا شما خونه اتون رو عوض کنید و یا اون همسایه بره یه جای دیگه؟ و یا نه قانون ساختمانی که در اونجا زندگی می کنید نگهداری از هر حیوانی رو منع کرده....

 

مشکل دیگه اینه که  وقت کافی برای تربیت کردن سگ دارید؟ و یا از صبح که از خونه خارج می شید تا عصر ساعت 6 سگ بیچاره تنها می مونه؟؟؟ این خیلی مهمه چون در غیر اینصورت همسایه های عزیزتون باید صدای پارس سگ نگون بخت رو تا اومدن شما تحمل کنن  و اگر هم شانس بیارید سگ آرومی باشه غذاش رو چیکار می کنین؟ وقتی که توله است باید روزی 4 تا 5 دفعه بهش غذا بدین و از طرفی چون باید یاد بگیره خودش رو کنترل کنه و روی فرش خراب کاری نکنه اون رو در زمانهای مشخصی ببرید به دستشویی .

 

در ضمن آیا می دونید که در مسافرت هیچ هتلی سگ رو قبول نمی کنه و مجبور می شید هزینه هایی  رو برای اون چند روز متقبل بشید و سگ رو پانسیون کنید؟و تازه اگر جای مطمئنی پیدا کنید که سگ رو خوب نگهداری کنن نه اینکه بندازن توی قفس و بعد که اومدین ببینید سگتون مدام سرفه می کنه و با شما قهر کرده....

 

در ضمن می دونید که حمل سگ بصورت آزاد در داخل ماشین ممنوع است و مامورین انتظامی ماشین شما رو می خوابونن البته اگه سگ داخل باکس مخصوص باشه معمولا کاری ندارن . البته آزاد بودن سگ داخل ماشین در بیشتر کشورها ممنوع است چون معلوم نیست اگر حادثه ای رخ بده و اون سگ هیجان زده بشه چه اتفاق دیگه رخ خواهد داد و ممکنه شما رو هم گاز بگیره و یا راننده کنترلش رو بر ماشین از دست بده  و یا در کشور ایران بردن سگ به داخل پارک ها قدغن است ولی می شه آخر شبها اونها رو توی کوچه پس کوچه ها بگردونید و یک جفت دستکش  یکبار مصرف و یه کیسه نایلونی هم باید همراهتون باشد تا مدفوعش رو جمع کنید و در کوچه و خیابون رها نکنید واین نکته در تمام کشورها قانون است.و بهداشت عمومی رو به خطر می اندازه و خودمون باید این چیزها رو رعایت کنیم و فرهنگ نگهداری حیوان لازمه اش توجه به همین نکات است

 

مثل اینکه کار نگهداشتن سگ خیلی داره  سخت میشه نه؟؟؟؟

 

هنوز هم دلتون می خواد این حیون نازنین رو بیارین خونه؟؟؟ با موانع خاص جامعه امون میشه یه جورایی کنار اومد و درصد افرادی که واقعا از سگ بدشون بیاد زیاد نیست.. اما مشکلات دیگه ای در میان است که باید ارزیابی کنید آیا می تونید با اونها کنار بیاید یا نه؟؟؟

 

مثلا تا وقتی که از نژاد یک سگ مطمئن نشدین و سایز اون تاکید می کنم سایز و اندازه.. در زمانی که به رشد کامل برسه  نمی دونید هیچ وقت اون رو به خونه نیارید...

 

یک مثال خیلی مهم رو براتون بگم حتما توی خیابونهای تهران و سر چهارراه ها دیدین  که یه آقایی با  سگ کوچیکی ایستاده و  چون بیشتر مردم از توله سگها خوششون میاد و نزدیکش می شین می گه این یک سگ کوچولوی خانگی است و بزرگ نمیشه و خیلی گرونه اما من با شما راه میام و با یک قیمت به ظاهر خیلی کم موفق می شید یک سگ گرون قیمت بخرید  اما می دونید این سگهایی که به شما می فروشن چه شکلی می شن؟؟؟

 

شما با ذوق و شوق اون رو می خرید و بزرگش می کنید و چشمهاشون هم که معمولا  بسته است باز می شن و شما می بریدش دکتر و اگه آدم منصفی باشه به شما یادآوری می کنه این حیوون ارزش نگهداری نداره و بزودی شاهد یک سگ بزرگ باغی خواهید بود و نمی تونید در آپارتمان اون رو نگهدارین. اگر در این مرحله شانس بیارید و مطلع بشید که  خیلی خوبه ولی اگر اون همکار فقط به کار خودش بپردازه و واکسن بزنه و شناسنامه صادر کنه و شما برید و یک ماه دیگه بیاید و واکسن بعدی  و بعدش هم با دکتر تا یکسال بعد که نوبت بعدی واکسن را باید بزنید کاری ندارید و با رشد تصاعدی اون سگ کوچولو رو به رو می شید حالا می خواید چیکار کنید؟؟؟ اون حیوون رو با زحمت زیاد بزرگ کردین و حالا برای خودش یک سگ بزرگ شده....و باید دنبال یک آدم خوب بگردین تا سگ رو ببره باغش و بهش غذا بده ولی  کی رو پیدا می کنید که بخواد یک سگ نژاد مخلوط رو ببره باغش؟؟؟؟ و دچار عذاب وجدان می شید.....

 

و یا اینکه باید خودتون رو برای یک سری هزینه ها آماده کنید. اگه می خواهید سگ رو نگه دارید حتما حتما باید واکسن بخوره...چرا؟؟؟

 

چندین بیماری ویروسی بسیار کشنده وجود دارن که هیچ درمان مطمئنی برای اونها وجود نداره و اگه سگ دچارشون بشه  معمولا زنده موندنش خیلی سخت خواهد شد مثل اسهال خونی پاروویروسی و یا بیماری سگهای جوان که بهش دیستمپر می گن و یا بیماری کبد عفونی سگ و یا یرقان لپتوسپیرایی البته بیماری فوق باکتریایی است. این واکسنها معمولا از سن 6 هفتگی به بعد تلقیح می شن و باید در دو نوبت تزریق بشن حالا ممکنه یک  دکتر دامپزشک در سن 6 هفتگی اولین دوز رو تزریق کنه و یا در سن 8 هفتگی البته من چون از این بیماریها دل خوشی ندارم توصیه می کنم در همون سن 6 هفتگی اونها رو تزریق کنید .. واکسن هاری هم معمولا بعد از سن سه ماهگی تزریق می شود.

 در مورد بیماری کیست هیداتید هم باید بگم که این بیماری خیلی خطرناکه و تنها راه درمانش در انسان عمل جراحی است اما....می دونید چرخه انتقال این بیماری چگونه است؟؟؟

 

سگ باید حتما کبد و ریه گوسفند یا گاو تازه ذبح شده آلوده به کیست هیداتید رو بخوره تا در روده هاش یک کرم کوچیک بوجود بیاد بنام اکینوکوکوس گرانولوزوس و تخم این کرم از راه مدفوعش خارج بشه و بیاد روی دست شما و شما اون رو ببلعید و بره روی کبد یا مغز شما مستقر بشه و کیست تشکیل بشه. این چرخه در مورد سگهایی که چندین نسل رو در آپارتمان زندگی کرده اند عملا شکسته شده است و مخصوصا چون هر 6 ماه یکبار همه دکتر های دامپزشک قرص پرازیکوانتیل رو تجویز می کنند و یا داروی ضد انگلی ایورمکتین رو زیر پوست حیوان تزریق می کنن . احتمال ابتلا بسیار پایین و در حد صفر است اما باز هم ما احتیاط می کنم و باز هم برنامه پیش گیری از بیماریهای انگلی رو ادامه می دیم

 

پس تا اینجا راجع به سایز سگها سخن گفتیم راجع به بهداشت و بیماریها و واکسنها گفتیم می رسه به چند نکته مهم دیگه....

 

یک سگ کوچولوی دو ماه نمی تونه روزهای اول خودش رو نگه داره و روی فرش تر و تمیز شما جیش نکنه... اصلا مگه میشه؟؟؟ مگه خود ما روز اولی که بدنیا اومدیم می تونستیم خودمون بریم دستشویی و بیچاره مادرمون مجبور بود برامون پوشک ببنده ولی برای سگ که نمیشه پوشک بست... از طرفی اعصاب مثانه اش هم رشد کافی نکرده اند تا بتونن روی دفع ادرار کنترل کامل داشته باشند و اسفنکتر های مثانه هم هنوز آمادگی نگهداری ادرار رو ندارن و این سگ کوچولوی بازیگوش همه جا خودش رو راحت می کنه و شما بعد از یک هفته باید بوی بد خونه اتون رو تحمل کنید البته همه این ها راه داره و میشه درستشون کرد ولی حوصله می خواد و باید خیلی چیزها رو یاد بگیرید و در ادامه  بحثهای بعدی به همه اونها می پردازم

 

و یک نکته دیگه هم مونده...این سگهای کوچولو شبهای اول خیلی جیغ و داد می کنن و تحمل تنها موندن رو ندارن و ممکنه نگذارن شما بخوابید آیا حوصله اشون رو هنوز دارید؟؟؟

 

تا اینجا رو داشته باشید اگه هنوز هم دوست دارین سگ داشته باشید پس همراهم بمونید تا   قدم به قدم با راههای نگهداری و تربیت سگ و بیماریهاش آشنا بشید

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

يار وفادار انسان

سخن امروز رو با سگ شروع مي كنم

سگ يار وفادار انسان.آفريده اي كه انسان رو به خودش وابسته مي كنه و درد و رنجش رو نمي تونيم تحمل كنيم حيوون مهربوني كه هميشه يار رو ياور انسان بوده است. ارتباط عاطفي اي كه سگ با انسان برقرار مي كند تنها براي صاحبش قابل درك است و ديگران توان فهم اين احساس زيبا را ندارند و در واقع توان درك راز خلق آفرينش را ندارند

خداوند هيچ موجودي را عبث خلق نكرده است و همه آنها از جمله سگ وفادار نيز نشاني از بزرگي خداوند است

انسانهاي اوليه بتدريج و در طي تكامل خود را بتدريج مي يافتند و به غار ها پناه بردند و زندگيشان از شكل وحشي در جنگل ها بصورت اجتماعي درآمد.   اما  پايه زندگي اين انسانهاي اوليه نياز به شكار بود و آنها با گرگ خاكستري آشنا شدند و با رام كردن توله گرگها و اهلي نمودن آنها توانستند بتدريج  به جاي شكار به گله داري و رمه داري بپردازند و انسان وحشي شكارچي  به تدريج توانست به مدنيت برسد مدنيتي كه با همراهي يار وفادارش سگها اتفاق افتاد .و همين انسان بتدريج به سمت دشت حركت كرد و به زندگي ابتدايي در دشت روي آورد و عملا مي توان تاريخ اين اتفاق را به دوازده هزار سال پيش نسبت داد و اين انسان بعد از دامداري به سمت كشاورزي كشيده شد و با جرات مي توان گفت كه اگر انسان سگ را  به اختيار خود در نمي آورد بايد همچنان يك تكه برگ به خودش آويزان مي كرد و به همان صورت وحشي زندگي مي كرد و سگ نقش يسار مهمي در شكل گيري مدنيت دارد. سگها در ابتدا نقش سگ چوپان و شكارچي و محافظ را داشتند و در طي قرون و اعصار توانستند خود را بعنوان مونس و همدم همراه انسانها نمايد و مي توانيم مجسمه سگهاي نگهبان را در تخت جمشيد ببينيم و يك مجسمه بسيار زيبا و نفيس نيز در موزه ايران باستان به ما گوشزد مي كند كه اين حيوان جايگاهي بالا در نظام اجتماعي انسان و بويژه پدران خردمند ما داشته است. و همانطور كه گاو را مظهر بركت مي دانيم سگ نيز محافظ اين بركت است.

و همچنين در تاريخ روم باستان مي بينيم كه سك ارزش و اهيمت زيادي داشته است.در كليه فرهنگهاي بشري همچون خاور دور و مصر تاثير گذار بوده است و همه جا آثار تاريخي بر جاي مانده را مي بينيم

 البته در بعضي فرهنگها با توجه به اينكه نوع زندگي آنها بيابانگردي بوده و توان گله داري نداشته اند ومزتعي نبوده تا بتوانند گله اي داشته باشند ونوع زندگي  انها بدوي بود پس سگ را نمي بينيم و آنها طبيعي است ارزش سگ را ندانند اما .عموم اعضا بشر با اين حيوان انس و الفت غير قابل وصفي داشته و دارند.

و پديد آمدن نژاد هاي متنوع فعلي حاصل اصلاح نژاد سگها در قرون گذشته بويژه قرن نوزدهم بوده است.و بيشتر نژادهاي اروپايي در اين دوران شكل گرفته اند در مورد اين مباحث درفرصتي ديگر سخن خواهم گفت. اما بد نيست بدانيم كه سگهاي خانگي جايگاهي ويژه در دربار چين داشته اند و نژادهايي مثل شيتزو و پي كينيز و لهاسا آپوسو  در آن مناطق شكل گرفته اند.

و در اواخر قرن نوزدهم كلوپهاي دوستاداران سگ در كشور هاي انگلستان و آمريكا و كانادا ايجاد شدند

 در كشور خود ما نيز شمار زيادي از هموطنان از سگ نگهداري مي كنند  و هر كسي فقط يكبار سگ را براي چند روز نگه دارد ديگر نمي تواند از اين حيوان دل بكند و فرهنگ عمومي  دارندگان سگ به سمت كيفيت نگهداري حيواناتشان رفته است و سلامتي حيوانشان در درجه اول اهيمت قرار دارد و سگ همانطوري كه خصلت وجوديش است توانسته است بعنوان يكي از اعضا خانواده جاي خود را بيابد  و درك اين نكته تنها براي كساني مقدور است كه تنها براي چند ساعت با يك سگ تنها بوده باشند و محبت اين حيوان را حس كرده باشند در غير اينصورت تعجبي ندارد كه احساسات دارنده سگ به تمسخر  گرفته شود.

و خوشحالم كه يك دامپزشك هستم چون ارتباط من با انسانهايي مهربان و مونس وفادارشان سگ است و تزوير و ريا و دروغ رو در اين حيوانات نمي بينم و وقتي حيوان شفا مي يابد با چشمانش از من تشكر مي كند همين برايم كافي است

حتي يادمه كه يك سگي بود كه بايد هر روز بهش سرم مي زدم بدون اينكه نياز باشه دهانش رو ببندم و آرام بخش تزريق كنم دستش رو جوري رو زمين مي گذاشت تا من سوزن رو وارد رگش كنم و توي چشمام نگاه  مي كرد تا كارم تموم بشه. آيا شغلي جذاب تر از دامپزشكي سراغ داريد؟؟؟

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

سرآغاز

سلام

با نام خداوند يكتا آفريننده زمين و آسمون خداوندي كه هر قومي نامي بر او گذارده اند اين وبلاگ را شروع مي كنم

نام خداوند آرامش دهنده است و زيباترين واژه ايست كه مي تواند يار و همراهم باشد. و مي توانيم همانند نياكان خردمند خود او را اهورامزدا بناميم. ......

من  نزديك به يازده سال است كه  دانشگاه رو ترك كرده ام از همون اوايل و با توجه به علايقم به رشته دام كوچك پرداختم و كتابي رو هم در اين زمينه به چاپ رسوندم. ولي هنوز كه هنوزه خودم رو دانشجو مي دونم و با اساتيد عزيزم همچنان در ارتباطم. مدتي بود كه بدلايل كاري مجبور شدم بعنوان بازرس مواد غذايي در رشته دامپزشكي كار كنم اما نتونستم از دام كوچك دل بكنم و دلم رو زدم به دريا از حقوق و ...همه اينها گذشتم و دوباره برگشتم به كلينيك دام كوچك

 روزهام رو در مطب مي گذرونم و بیشتر وقتم رو صرف مطالعه و جستجو در سايتهاي اينترنتي مي كنم اون روزهايي كه ما دانشجو بوديم دامنه اطلاعات تا بدين حد گسترده نبود و من هم همچون تشنه اي هستم كه در مقابل اين همه منابع پر بار  علمي قرار دارم و از طرفي تكميل كننده اين احساس نوشتن و تجزيه تحليل داده ها است

 حرفه اصلي من  مداواي آفريده هايي است كه نمي تونن دردشون رو به ما بگن و رها كردنشون از درد چه انرژي مثبتي به آدم مي ده...

 

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم