کلينيک دام کوچک

یک تجربه...

وقتی  انسان در زمینه شغلی احساس رضایت داشته باشه  معنی اش اینه که بخش بسیار مهمی از زندگی بر وفق مراد خواهد بود حالا یکی این رضایت شغلی رو در پول در آوردن زیاد می بینه و یکی مثل من از شادی حیوانات احساس رضایت می کنه.

اینکه گفتم شادی حیوانات  خودش کلی خاطرات رو برای من در طول این سالها داشته  و محبتی که حیوانات به من ابراز می کردند  باعث میشه حس کنم از شغلم رضایت کامل دارم

دیروز رفته بودم برای ویزیت یک سگ اونهم یک سگ ژرمن شفرد دو ساله شدیدا بگیر. بدلیل اینکه کارگران در محوطه ویلا مشغول کار بودند سگ رو در قفسش بسته بودند و حالا تصور کنید که من وارد فقس سگی میشدم که همه از دستش فرار می کردند . برای یک لحظه کارگر ها دست از کار کشیدند و منو نگاه  کردند. وقتی وارد شدم آقا سگه خودش رو ولو کرد رو زمین و دست و پاهاش رو بالا گرفت . اول یه کمی نوازشش کردم  بعدش بلند شد و پشت سر هم دستهای من رو لیس  زد. می رفت کنار فنس  و به کارگر ها پارس می کرد و دوباره می اومد سمت من و جالب این بود که به طرف کیف من هم رفت و اون رو بومی کرد و بعد لیسش می زد...

حالا چی شده بود که آقا سگه اینقدر به من  ابراز علاقه می کرد؟

در حالی که 10 روز قبلش تا اومدم زخم پهلوش رو ببینم با وجود اینکه دهانش رو کارگر مربوطه  بسته بود باز هم به شدت مقاومت می کرد و می خواست به من حمله کنه. با سختی زیادی بهش داروی بیهوشی تزریق کردم با اینکه چند بار پاش رو عقب  کشید من  کار خودم  رو انجام دادم . در حین بیهوشی صورتش رو نوازش می کردم    و آروم باهاش حرف می زدم . متاسفانه یک زخم بسیار عمیق ناشی از نزاع با یک سگ دیگه در ناحیه پایین فقسه سینه اش ایجاد شده بود و صاحبش چهار پنج روز بعد از آن اتفاق با من تماس گرفته بود.  نگاهی به زخم انداختم و دیدم چه زخم عمیقی  و حالا عجب  دردسری پیش اومده . در محیط باغ و ویلا و  بدلیل وجود مگس های بزرگ شبیه خرمگس که  روی زخم تخم ریزی می کنند و آن تخمها خیلی سریع بشکل لارو در می آیند و  با مکیدن خون بدن حیوان و تخریب بافت عضلانی رشد می کنند . این لارو یک میلیمتری در فاصله یکی دو روز تبدیل به لاروی دو سانتی می شود و رشدشون به حدی زیاده که با بیرون آوردن لاروهایی که با چشم دیده می شوند بسرعت جایگزین می شوند و تصور کنید حیوان چقدر رنج می کشه و برای درمان کامل باید هم لاروها را با پنس خارج کرد و هم داروی  ضد انگل  بصورت زیر جلدی تزریق کرد و البته  داخل زخم علاوه بر داروهای ضد عفونی کننده از پودر هایی مثل تری کلروفن استفاده نمود و من در زمان درمان اون سگه نگوون یا همون تری کلروفن رو نداشتم و مجبور شدم از پودر بولفو استفاده کنم . راستی یادم رفت بگم پماد آنتی بیوتیک هم زدم .  روز بعد مجددا برای تزریق آنتی بیوتیک بدیدن آقا سگه رفتم تا من رو دید شروع کرد به در اوردن صدای خاصی که مثل ناله می موند . اومد نزدیکم و دستهام رو لیسید و من بدون هیچ دردسری و بدون استفاده از داروی آرامبخش حیوان را معاینه کردم و و در موقع تزریق پنی سیلین اسمش رو صدا می زدم و تزریق رو انجام دادم و حیوان اصلا تکان نخورد و وقتی می خواستم برگردم زوزه می کشید و ناراحت بود که دارم می رم و روز سوم هم همین اتفاق افتاد و خوشبختانه تمامی کرمها محو شده بودند و خطر بزرگی از سرش پرید چون اگه درمان دیرتر انجام می شد احتمال نفوذ کرمها به ریه ها وجود داشت و در اون شرایط دیگه کاری از دست هیچ کس بر نمی اومد

 

 

 

 

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم