کلينيک دام کوچک

 

امروز صبح پیش از اینکه آماده بشم بیام بیرون. رو راحتی نشسته بودم. سگم هم کنارم  لم  داده بود و اروم بود.

چه آرامشی بدون هیچ گونه استرسی پیشم بود و هم خودش راحت بود و هم من

در حالی که نگاهش می کردم افکارم پر کشیدن و من رو بردن به دو روز قبل زمانی که وارد یک مجموعه پرورش سگ شده بودم. یک اتاق کوچکی داشتند که سگهایی که واگذار می کنن و یا با قیمت پایینی خریداری می کنند را در قفسهای کوچکی گذاشته بودن و تا سه طبقه هم  قفس ها روی هم بودن با ورود من به اون اتاق همه اونها شروع کردن به واق زدن و  لحظه ای هم صداشون قطع نمی شد.  در نگاه بعضی هاشون تنهایی بود و انتظار یک نوازش داشتند و تا نزدیکشون می شدم آرام می شدن و خودشون رو لوس می کردن تا نازشون کنم و تنها خواسته اشون همین بود

اما بعضی هاشون به من دندان نشون می دادن و آروم نمی گرفتن اینها هم یه روزی روزگاری تو یک خونه گرم و نرم روی کاناپه دراز کشیده بودن و غذای گرم جلوشون بود اما به هر دلیلی دیگه صاحبشون نتونسته بود نگه اش داره

اون روز توی اون اتاق در اون مجموعه حسابی دلم گرفت دیگه نتونستم تحمل کنم از اتاق اومدم بیرون دیدن اون کله مرغهای نیم پز بد ریخت  بود حالم رو گرفته بود. اون غذای خوشمزه خونه کجا و اینجا کجا؟

داستان سگ ولگرد صادق هدایت هم قصه یکی از همین سگها بود که البته با میل خودش از صاحبش جدا شده بود و به نا کجا آباد رفته بود و اون قلاده ای که برای سگه نشان اسارت بود در واقع تضمینی بود بر آرامش و راحتی

اما همه داستان به اینجا حتم نمی شه بعضی از صاحبان سگ بدون تفکر کافی و بدون در نظر گرفتن توانایی های خودشون و شرایط محیط زندگیشون سگ خریداری می کنن و تازه وقتی سگه شش ماهش شد و این دوستان با مسائل و مسئولیتهای نگهداری از سگ آشنا می شوند و دیگه تحمل ایشون رو ندارن به هر دری می زنن تا از دستش خلاص بشن و اگر سگه شانس بیاره یک صاحب دیگه پیدا می کنه و گرنه باید بره  تو همین اتاقی که شرحش دادم. واقعا دردناکه بعضی آدمها بدون اینکه عواقب تصمیمات خودشون رو بدانند. اینگونه یک حیوان بدبخت رو دچار عذاب می کنن

البته بعضی سگها هم ذاتا نا آرام هستند و اذیت و آزارهاشون باعث می شه که صاحبشون نتونه نگه اشون داره اما این موارد خیلی زیاد نیست

امیدوارم دوستانی که قصد تهیه سگ دارن به این مسائل هم کمی  بیاندیشند و بعد تصمیم بگیرن 

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

 

 

مدتی قبل با مورد جالبی  رو به رو بودم سگی بود حدود ده ساله که از روز اول تولدش  زیر  نظر خودم بوده است. صاحبش دو هفته پیش با من تماس گرفت که  وضع سگش خرابه و سریعا  پودی را به من رسوند. خیلی بی حال بود ازش نمونه خون گرفتم و عفونت خفیفی را نشان می داد ولی این نمی تونست خیلی به من کمک کنه. بعد از سرم تراپی و تجویز آنتی بیوتیک و ویتامین حالش خیلی بهتر شد. و با سوالهای بیشتر از صاحبش ایشون گفتن که پودی هر وقت پارک می ره صورت خودش رو به شاخه ها می کشه. اما هیچ گونه زخم و جراحتی در چشم ها مشاهده نکردم

روز بعد مجددا اون خانم با من تماس گرفت و ابراز داشت که چشم پودی امروز متورم شده و دوباره اومد پیشم بله چشماش حسابی قرمز شده بودن و من هم آنتی بیوتیک تجویز کردم و فرداش با من تماس

 گرفت و گفت التهاب چشمهاش بر طرف شد

 و دوباره یک روز بعد با من تماس گرفت و گفت چشمهای پودی دوباره متورم شده.و امد پیشم بله عجب تورمی

رو صورتش دست کشیدم حس کردم که علاوه بر چشمهاش صورتش هم کمی تورم داره

دهانش رو باز کردم و دندانهاش رو نگاه کردم ظاهرا دندانهاش  آسیب ظاهری ندیده بودند اما بوی خاصی از دهانش به مشام می رسید سریعا پودی را ارجاع دادم به رادیولوزی

بله ریشه دندان فاسد شده بود و همین باعث عفونت بوده و التهاب چشم همان در ارتباط با عفونت ریشه دندان بوده

بعد از چند روز آنتی بیوتیک تراپی پودی آماده عمل جراحی شد و بعد از حدود یک ساعت موفق شدیم دندان اسیای آسیب دیده را از دهان خارج کنیم

الان پودی حالش خیلی خوبه اشتهاش برگشته و وقتی پیش من می اد صورتش رو رو دستهای من می کشه

 

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم