کلينيک دام کوچک

يار وفادار انسان

سخن امروز رو با سگ شروع مي كنم

سگ يار وفادار انسان.آفريده اي كه انسان رو به خودش وابسته مي كنه و درد و رنجش رو نمي تونيم تحمل كنيم حيوون مهربوني كه هميشه يار رو ياور انسان بوده است. ارتباط عاطفي اي كه سگ با انسان برقرار مي كند تنها براي صاحبش قابل درك است و ديگران توان فهم اين احساس زيبا را ندارند و در واقع توان درك راز خلق آفرينش را ندارند

خداوند هيچ موجودي را عبث خلق نكرده است و همه آنها از جمله سگ وفادار نيز نشاني از بزرگي خداوند است

انسانهاي اوليه بتدريج و در طي تكامل خود را بتدريج مي يافتند و به غار ها پناه بردند و زندگيشان از شكل وحشي در جنگل ها بصورت اجتماعي درآمد.   اما  پايه زندگي اين انسانهاي اوليه نياز به شكار بود و آنها با گرگ خاكستري آشنا شدند و با رام كردن توله گرگها و اهلي نمودن آنها توانستند بتدريج  به جاي شكار به گله داري و رمه داري بپردازند و انسان وحشي شكارچي  به تدريج توانست به مدنيت برسد مدنيتي كه با همراهي يار وفادارش سگها اتفاق افتاد .و همين انسان بتدريج به سمت دشت حركت كرد و به زندگي ابتدايي در دشت روي آورد و عملا مي توان تاريخ اين اتفاق را به دوازده هزار سال پيش نسبت داد و اين انسان بعد از دامداري به سمت كشاورزي كشيده شد و با جرات مي توان گفت كه اگر انسان سگ را  به اختيار خود در نمي آورد بايد همچنان يك تكه برگ به خودش آويزان مي كرد و به همان صورت وحشي زندگي مي كرد و سگ نقش يسار مهمي در شكل گيري مدنيت دارد. سگها در ابتدا نقش سگ چوپان و شكارچي و محافظ را داشتند و در طي قرون و اعصار توانستند خود را بعنوان مونس و همدم همراه انسانها نمايد و مي توانيم مجسمه سگهاي نگهبان را در تخت جمشيد ببينيم و يك مجسمه بسيار زيبا و نفيس نيز در موزه ايران باستان به ما گوشزد مي كند كه اين حيوان جايگاهي بالا در نظام اجتماعي انسان و بويژه پدران خردمند ما داشته است. و همانطور كه گاو را مظهر بركت مي دانيم سگ نيز محافظ اين بركت است.

و همچنين در تاريخ روم باستان مي بينيم كه سك ارزش و اهيمت زيادي داشته است.در كليه فرهنگهاي بشري همچون خاور دور و مصر تاثير گذار بوده است و همه جا آثار تاريخي بر جاي مانده را مي بينيم

 البته در بعضي فرهنگها با توجه به اينكه نوع زندگي آنها بيابانگردي بوده و توان گله داري نداشته اند ومزتعي نبوده تا بتوانند گله اي داشته باشند ونوع زندگي  انها بدوي بود پس سگ را نمي بينيم و آنها طبيعي است ارزش سگ را ندانند اما .عموم اعضا بشر با اين حيوان انس و الفت غير قابل وصفي داشته و دارند.

و پديد آمدن نژاد هاي متنوع فعلي حاصل اصلاح نژاد سگها در قرون گذشته بويژه قرن نوزدهم بوده است.و بيشتر نژادهاي اروپايي در اين دوران شكل گرفته اند در مورد اين مباحث درفرصتي ديگر سخن خواهم گفت. اما بد نيست بدانيم كه سگهاي خانگي جايگاهي ويژه در دربار چين داشته اند و نژادهايي مثل شيتزو و پي كينيز و لهاسا آپوسو  در آن مناطق شكل گرفته اند.

و در اواخر قرن نوزدهم كلوپهاي دوستاداران سگ در كشور هاي انگلستان و آمريكا و كانادا ايجاد شدند

 در كشور خود ما نيز شمار زيادي از هموطنان از سگ نگهداري مي كنند  و هر كسي فقط يكبار سگ را براي چند روز نگه دارد ديگر نمي تواند از اين حيوان دل بكند و فرهنگ عمومي  دارندگان سگ به سمت كيفيت نگهداري حيواناتشان رفته است و سلامتي حيوانشان در درجه اول اهيمت قرار دارد و سگ همانطوري كه خصلت وجوديش است توانسته است بعنوان يكي از اعضا خانواده جاي خود را بيابد  و درك اين نكته تنها براي كساني مقدور است كه تنها براي چند ساعت با يك سگ تنها بوده باشند و محبت اين حيوان را حس كرده باشند در غير اينصورت تعجبي ندارد كه احساسات دارنده سگ به تمسخر  گرفته شود.

و خوشحالم كه يك دامپزشك هستم چون ارتباط من با انسانهايي مهربان و مونس وفادارشان سگ است و تزوير و ريا و دروغ رو در اين حيوانات نمي بينم و وقتي حيوان شفا مي يابد با چشمانش از من تشكر مي كند همين برايم كافي است

حتي يادمه كه يك سگي بود كه بايد هر روز بهش سرم مي زدم بدون اينكه نياز باشه دهانش رو ببندم و آرام بخش تزريق كنم دستش رو جوري رو زمين مي گذاشت تا من سوزن رو وارد رگش كنم و توي چشمام نگاه  مي كرد تا كارم تموم بشه. آيا شغلي جذاب تر از دامپزشكي سراغ داريد؟؟؟

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم