کلينيک دام کوچک

نمی دونم عنوانش رو چی بگذارم؟

ما معمولا همه روزه با مشاغل مختلفی سر و کار داریم و آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد اعتمادی است که به ارائه دهنده خدمات داریم مثلا من  از کجا بدونم که فلان رستوران  غذایی راکه  برای من آورده است سالم است؟ البته معلوم خواهد شد و اون چند ساعت بعدش است که یا من سالم می مونم و یا اینکه دچار دل درد و اسهال و... می شم . و یا وقتی که به تعمیرگاه فلان لوازم خانگی می ریم بسته به انصاف آن فرد دارد که واقعا دستگاه مار رو تعمیر کرده و یا فقط خواسته پولی بگیره؟...

مدتی قبل متوجه شدم که قسمت جلو زیر چرخهای ماشینم روغن ریزی داره.   اون روز تعطیل بود و رفتم یک تعویض روغنی و روغن گیربکس اضافه کرد و گفت احتمالا پلوس ماشینت مشکل پیدا کرده فردای همان روز رفتم پیش یک مکانیک و ایشون رفت توی چال و زیر ماشین رو بررسی کرد.  به من گفت  فردا صبح زود ماشینت رو بیار خیلی کار داره باید گیربکسش باز بشه و و صفحه اش  هم باید عوض بشه و خلاصه چیزی حدود دویست تومن برای من  می خواست خرج بتراشه.

اگر واقعا به این چنین کارهایی نیاز بود حرفی نبود ولی یک لحظه شک کردم و علی رغم اینکه این مکانیکی ظاهرا سرش خیلی شلوغ بود و کارگراش هم لباس فرم داشتند و همه چی ایده آل بود و شبک  و مدرن...فقط کم مونده بود مدیر تعمیرگاه کروات بزنه...

رفتم یه جای دیگه که یکی از دوستانم معرفی کرده بود یک پسر جوون بود که لباس درب داغونی تنش بود دیگه از اون شیکی تعمیرگاه قبلی خبری نبود. رفت زیر ماشین و بعد از چند دقیقه گفت که پولوس ماشین روغن ریزی داره و باید عوض بشه خلاصه با پرداخت فقط چهارده تومن مشکل روغن ریزی ماشین حل شد و الان یکماهه که بدون دردسر سپری شده

نتیجه گیری اخلاقی اینه که  چرا باید اعتماد من بخاطر یک مبلغ جزئی از بین بره؟ شاید اگر اون تعمیرگاه اولی به همون تعمیر پولوس اکتفا می کرد و مشکل  رو حل می کرد  من اعتمادم بهش بیشتر می شد و مشتری های بیشتری رو بهش معرفی می کردم؟

این موضوعات اجتماعی  رو نباید دست کم گرفت ما در جامعه همانند قطعات زنجیری هستیم که به همدیگه متصل هستیم و باید درک مشترکی از یکایک اعضا جامعه داشته باشیم

این مشکلات متاسفانه در تمام اقشار وجود دارد و از همه بدتر در بین  اقشار تحصیلکرده دیده می شود. و دندانی که نیای به دستکاری ندارد را بخاطر دریافت مبلغی بی ارزش داغون می کنند و یا بخاطر منافع اقتصادی عمل سزارین را در بین خانمها رواج داده اند.

اما متاسفم که در بین همکاران من نیز گاهی از این کارها می کنند . آخه حیوونی که زبون نداره تا بهت اعتراض کنه آقای دکتر تو چیکار به دل و روده اش داری که وقتی مشکلی نداره بهت با زبون بی زبونی می گه:چرا من رو به تیغ جراحیت می سپری؟ اگر هم مهارت کافی داشتی خیالی نبود اما وقتی من رو بعد از پانزده روز به امان خدا ول می کنی و لبه های زخم 15 سانتی رو که برام درست کردی رو با چسب معمولی بهم می چسبونی تا جوش بخوره آخه چی بهت بگم؟ کروات هم که زدی و خیلی شیک و خوش تیپ تشریف داری و نمیشه از گل کمتر بهت گفت...

بله دو هفته پیش بود که خانمی با من تماس گرفت و  خیلی با ناراحتی ازم سئوالی رو پرسید:

آقای دکتر میشه ازتون یک سئوال بپرسم؟

البته! بله حتما بفرمایید:

 یعنی شما نمی گید که باید حتما بیاید کلینیک؟

نه اول مشکلتون رو بگید شاید  بتونم پای تلفن راهنماییتون کنم

ممکنه که یک زخم عمیق که پانزده روزه  که باز مونده همینطوری جوش بخوره و درست بشه؟

 تا اون زخم چی باشه و کجا باشه و دلیل بوجود آمدنش چی بوده باشه؟

یک زخم ناشی از جراحی است که الان پانزده روز از جراحی می گذره و سگم هم پیش فلان آقای دکتر پانسیون است و ایشون میگه دیگه نمیشه بهش دست زد و باید صبر کنی تا خودش خوب بشه....

من باید حتما سگ شما رو ببینم

خلاصه این خانم فردا صبحش سگ بدبخت رو برای من آورد دیدم که دور شکمش رو با باندهای کشی نارنجی پیچوندن و باند اولی رو باز کردم رسیدم به لایه های زیری   عجب داره جالب مبشه ببینم اون پایین چه خبره.. و رسیدم به زخم یک زخم پانزده سانتی و لایه های زخم کاملا مضرس شده بودند که ناشی از پارگی نخ های بخیه بود و فاصله لبه های زخم پنج سانتی متر بودو لایه عضلات زیرین خط سفید کاملا پیدا بودند و یک سوراخی هم بداخل  حفره شکمی در ناحیه نزدیک به استخوان لگن مشاهده می شد.. چه جالب آقای دکتر با چند تا چسب ضد حساسیت لبه های زخم رو بهم چسبونده بود.. دیگه بی خیال نخ بخیه و ... تکنولوژی جدیدی رو ابداع فرموده بودند.

سگ  بیچاره که یک تریر کوچولوی پنج ساله بود از شدت درد دندانهاش رو رو هم فشار می داد و با نگاه ملتمسانه ای من رو نگاه می کرد  و به من هم اعتماد نداشت و سعی کرد گازم بگیره. خودم رو عقب کشیدم و  چند تا سئوال از صاحب حیوان پرسیدم: این سگ را چرا جراحی کردید؟منظور از جراحی چی بوده؟

گفت والا من ماه گذشته همسرم فوت کرد و این سگ تنها دل خوشی من است و بردم پیش دکتری که این پنج سال پیشش می برمش و اونجا پانسیونش کردم البته  این رو هم بگم روزهایی که به خونه می اومد می دیدم مثل قحطی زده ها شده و به سمت غذا حمله می کنه و موهاش بهم گره خورده.. خلاصه دردسرتون ندم یک شب آقای دکتر زنگ زد و گفت سگ شما دچار آبستی کاذب شده بود و داشت می مرد و ما نجاتش دادیم و مجبور شدیم جراحی اش کنیم و شما نگران نباشید

از اون روز پانزده روز می گذره و به من گفت روز دوم سگ شما شروع کرد به واق زدن و نخهای بخیه رو پاره کرد و شدت پارس کردنش نخها رو پاره کرده....

چی باید می گفتم؟ سکوت کردم و کارم رو شروع کردم بعد از بیهوش کردن حیوان لایه های زخم را تازه کردم و لبه های زخم را دوباره بریدم و زخم های تازه را بخیه کردم و اکنون  ده روز از این درمان می گذره حال حیوون خوبه و پس فردا می آید تا بخیه هاش رو بکشه .

من شخصا به این مسائل خیلی اهمیت می دم و بخوبی می دونم که خودم در زمینه کاری مشکلات زیادی دارم و باید برطرفشون کنم و  روزهام رو با مطالعه پر می کنم چون تعهدم به کسانی که من اعتماد می کنند همینه که تشخیص من اشتباه نباشه.. مثلا در مورد همین بیمار اگر اون  آقای دکتر کمی مطالعه داشت و می دونست که آبستنی کاذب درمان خاصی ندارد و فقط باید به بیمار زمان داد تا این دوره سپری شود و عمل جراحی در زمان آبستنی کاذب و پر بودن پستانها عواقب خطرناکی داره دیگه این مشکل پیش نمی اومد.

امن حیوونها رو دوست دارم و با دیدن چنین مسائلی دلم می گیره و  حس می کنم چشم بسته و بدون داشتن دانش  نباید کاری کنم  و مشورت کردن رو سر لوحه کارهام قرار دادم و امیدوارم بتونم با مطالعات بیشتر و درمانهای موثر مشکلات حیوونها رو حل کنم نه اینکه به مشکلاتشون اضافه کنم

نویسنده : دکتر فریبرز افروزی : ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم